جواهرده =جوارده - (جواهری در ده) یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ 12:34

علیرضا:جواهرده را دوست دارم همراه خاطرات زیبایی از ابعلی و سرخه تله

و ... جاودانه باشی.ممنون از وبلاگت.

وجه تسمیه جواهرده:

این منطقه را که ییلاق مردم سخت سر قدیم بود به دلیل حاصلخیزبودن زمین برای کشت گندم و جو با روش دیم به این نام خوانده بودند و لذا احتمال می رود حاصلخیزی و زرخیزبودن زمین آن وجه تسمیه نامگذاری آن توسط اهالی بومی شده است. برخی وجود گورهای گبری همراه با طلا و سکه های نقره ، حاکم شدن زنی به نام جواهر  و غیره را احتمال می دهند.البته گذر بر نامواژه ها و تلطیف آوایی کلمات در سالهای بعد تاکنون نیز در مورد نامواژه "جواهرده" صدق می نماید که قابل تامل و پژوهش های بیشتری است. 

مسیر دسترسی به جواهرده:

1- مسیر آسفالته جاده جنگلی از  سه راه فلسطین و خیابان شهید بهشتی شهرستان رامسر.

2- مسیر آسفالته جاده هریس(میرزا کوچک خان) و جنگل دالخانی، گَرسماسَر و ...

3- مسیر کوهنوردی(رَجه راه) از کوههای پُتَک،جنگ سَرا، بامسی و .....

4- مسیر رودخانه صفارود(سوآو رود)(روخانه راه) و جنگل مِن دامان ، چوتوک و ...

 

عکس: هِلِر شمسی

یادی از استاد فقید فریدون پوررضا
(http://gilnava.ir/dll/1391-8-20/porreza3/04_M.mp3

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

اولی: خواردِن موقع "خولو" خو  "خواخِرزایَه" نیشناسَنِه!

اولی: موقع غذاخوردن دایی خواهرزاده خود را نمی شناسد!

 

دومی: عجب. پس ما اَندَر خَم یک کوچه ایم.

دومی: عجب. پس ما در کار خویش گمراه هستیم.

 

اولی: چَرِه تی اَسب فقط مِرِه دُو کانِه! یِه کم تی دور و بَر نیا بوکون. بَن قضیه از کوجار آو خوارِه!

اولی: چرا اسب تو فقط برای من می دود(کنایه: فقط من آماج انتقادت هستم). کمی دور و بر خود را نگاه کن ببین قضیه از کجا آب می خورد(منشأ می گیرد).

 

دومی: "دوته بُج دارِه دونی  چند ته زِراع هم آو خوارِِه(خوارِِن)". ما که بَخیل نی یِم.

دومی: "به واسطه دو تا شالی برنج چند تا علف هرز(زراع =سروف) هم آب می خورند. ما که بخیل نیستیم.

 

اولی: ای همه بگیر و ببند برای یک کار نَکَردِه! ایشان کار بوکونِن. دِ وَنِه اَمِه بروجیم .بَنیم بیشیم دامان!

اولی: این همه بگیر و ببند(تبلیغات اضافی) برای یک کار انجام نشده!. اینها کار بکنند دیگر ما باید فرار کنیم. بگذاریم و برویم جنگل زندگی کنیم!

 

دومی: حرف زَئن خا دِ مالیات(مایِه) ندارِه جان. عمل کردن مهمّه!

دومی : حرف زدن که مالیات ندارد (مایِه و سرمایه نمی خواهد)جان من.عمل به حرفها مهم است!.

 

نتیجه اخلاقی:

"دوصد گفته بیش از نیم کردار نیست".

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پدر: وَچه باشو ایداره ، ایمروز بَن تونِه حواله هگیری اَمه گاوگِه شان هِچی ندارِن!!1

پدر: پسر برو اداره، ببینم امروز می توانی حواله  بگیری گاوهای ما گرسنه اند.

 

پسر: دِحواله  خبری نِیَه، رئیس ایداره هم عوضا با!

پسر: دیگر از حواله خبری نیست. رئیس اداره هم عوض شده است.

 

پدر: چَرِه؟

پدر: چرا ؟

 

پسر: گوتِن مردوم خَرِه  سوارا با! دل نداشتِه تا مقام بالاتر جار شِه! ریاست خوده کین سر زنگ واکُرد نیابِی.همه جار عیانِه.

پسر: می گفتند خر مردم را سوار شده است. صبر نکرد تا به مقام بالاتر ارتقاء یابد.ریاست مثل زنگی است که آویزان است و همه جا آشکار است.

 

پدر: کسی که رئیس بونو همه کار تونِه بوکونِه! همه چی وِرِه مجانی تمان باباشِه! حتی قتل! خیلی سگ دو بَزِه تا به این مَنصَب بَرِسِه با!!جنبه نداشتِه.

پدر: کسی که رئیس می شود همه کار را می تواند انجام بدهد. همه چیز برایش مجانی تمام بشود حتی قتل /.خیلی تلاش کرد تا به این مقام برسد.جنبه نداشت.

 

پسر: همه خا ایتَه ترقی نوکانِن. ریاست اخلاق خاصی خَنِه که همه نِدارِن.

پسر: همه که اینطور ترقی نمی کنند.رئیس شدن اخلاق خاصی می خواهد که همه ندارند.

 

پدر: دوگروز کلنگ بزن، بوگوتِن، بگیتِن ان  شاء الله شاهنامه آخرش خوش باشِه! خدا به خیر بِیَرِه!

پدر: دیروز کلنگ زدند، گفتند، گرفتند ان شاءالله شاهنامه آخرش خوش باشد.خدا به خیر بیانجاماند.

 

پسر: بعد از انقلاب نوگَنِن رئیس ایداره گونِن مسئول ایداره !

پسر: بعد از انقلاب نمی گویند رئیس اداره می گویند مسئول اداره!

 

پدر: چَرِه؟

پدر: چرا؟

 

پسر: چون کوچکترین کاری ایداره مَن بوکونِن به نام مسئول ایداره تمانا بو نو! اُنِ نام نویسَنِن!

پسر: چون کوچکترین کاری توسط افراد در اداره انجام بشود به نام مسئول اداره تمام شده و به نام او می نویسند.

 

نتیجه اخلاقی:

کار مسئولین دشوار بوده و زیر نظر مردم و زیر ذره بین هستند. فکر کنند چرخ های صندلی آنها روی خون شهداء راه می رود کاری نکنند که خدای ناخواسته .........

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ 10:26

http://eleele.persiangig.com/Shivanama/90-Files/881.jpg

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

گروه دوچرخه سواری توسن "رامسر" یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ 8:36

http://up.p30room.ir/uploads/141482947469833.jpg

وب سایت: http://kuhestan.mihanblog.com/

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جواهرده شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ 10:49
جواهرده

امِه جوردی کوه دَرِه، چُشمِه دَرِه      آبعلی ، سفید آوکَش روخانه، وَژِک تَلِه بُن دَرِه

ییلاق ما کوه و چشمه دارد         چشمه آبعلی، رودخانه سفید آبکش در زیر صخره کوه وَژِک وجود دارد

جوردی دل مَچّد و اَسّانِه نِیَه         جیری میدان دل پودار، جوری میدان دل خانه نیَه

در ییلاق (ده بالا) مسجد و آستانه (امامزاده) وجود دارد-  در میدان پایین ده درخت پو دار و در میدان بالای ده خانه وجود دارد.

مَچّد آینه جوردی محلِ نگینه                 هرکی جوردی بِی یَه، گونه شِمِه آبشار کِمینه

مسجد آدینه در ییلاق مثل نگین است   هرکسی به ییلاق سفر کند می پرسد آبشار شما کدام است؟.

دیودره دیم شیرسنِگی تماشا دَارِه          فلیک دُمِ دریاچه قو هَلِه صفا دَرِه

در کنار دره دیو(سلمل) مجسمه  شیر سنگی تماشایی است   دریاچه قو در محل فیلیک دم (فیل دُم) هنوز هم با صفا است.

سه براره گِه رَجه، لوی گِه تَلِه، باز دشت     سُرخه تَله، تاک و بَرتُل و چاک دشت

کوه سه برادر،کوه مانند دیگ محلّی بنام بازدشت   کوه سرخ، چشمه های منطقه برتُل و محلّی بنام چاک دشت

سماموس و لپاسر و رُسُم سره اَسّاِنِه         هر کی رامسریه ، وَنِه ایشانِه بُدانِه

کوه سماموس و لپاسر و آستانه رستم     هرکسی رامسری است باید اینها را بداند

کوکه گِه،میلجه گِه، زَرج و تُرُنگ تَلا      مِن دامان اُشکل- پلنگ و خرس و گالشه پوسِن کُلا

پرنده کوکو، گنجشک،کبک و قرقاول       سنجاب -پلنگ و خرس میان جنگل(مِن دامان) و کلاه پوستی گالش ها

دیو هِسه، ترشه هلو رُب چِندی مُزِه دَرِه     گزنِه، کوه تَره همرَه  خاردِن چندی مُزه دَره

سیب جنگلی ترش، رب آلوچه ترش چقدر با مزه اند   خوردن گیاه گزنه با سبزی های کوهی چقدر خوشمزه است.

قوپو، سُردِنه، دیو اربَه، گُلاغوزِه همه خوردنی          ییلاق شان و هَمَن، کلّی وسیله، بُردنی

قارچ، توت فرنگی وحشی و خرمالو جنگلی، فندق همه خوردنی اند    برای رفت و آمد به ییلاق وسایل زیادی با خود می برند.

لِرو،کَتل کوتول، میالسک ، هلودانکا ، ترش هلو      همه سوغات بارِن  ترشیجاتِ همره ، یِه کَلِه دو

گل لرو(بی مرگ)، آویشن، زرشک وحشی، آلبالو جنگلی  ، آلوچه ترش            همه ترشیجات را همراه با یک کوزه دوغ سوغات می برند.

 دِبار موجوم، دوشاب حلوا -رُب پاتِن                   لَکِلا-نمد دوتُن، لاوَند و روسری کََموا واتُن

در قدیم از میوه گیاه آقطی(پِلَم) موجوم درست می کردند و دوشاب حلوا از خرمالو جنگلی  و رُب می پختند.                   رختخواب  و نمد می بافتند، چادرشب و کاموا می دوختند.

اَمِه جوردی  جنگل و مه ، کوه و دشت  با صفا دارِه   

هرکی عاشِق طبیعته،  شعر گونِه، ایجه هَمرَه  کار دارِه  

جواهرده ما جنگل و مه، کوه و دشت با صفا دارد      

هر کسی عاشق طبیعت و شاعر است با اینجا کار دارد.(اینجا برایش مناسب است).      

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ره آورد جواهرده به دست زنان روستایی شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ 10:41

سُماموس کوچک سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ 8:21

http://dc535.4shared.com/img/3tpY_WJ9ba/s7/14c91fa47e8/DSC02156?async&rand=0.006506410894241643

عکس: سُماموس کوچک 1390

محمد ولی تکاسی

زبانزد: " کوچه سُماموسِه هِچ وَخت بی برف نُمانه"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

شَفق= اوش بام دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ 9:59

عکس: جواهرده تابستان1391

محمد ولی تکاسی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

سَلمَل دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ 8:28

http://dc161.4shared.com/img/Jcaqw6Dtce/s3/14c8cbb9188/salmal1

http://media.snn.ir/download/image/ejtemaee/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%202.jpg

http://dc161.4shared.com/img/DsjWP4f4ba/s7/14c8cbb9d40/salmal2?async&rand=0.9070868297829064

سَلمَل

یکی از روستاهای بین راهی در نزدیکترین مسیر به جواهرده و "فلیک دُم(فیل دُم)" از آخرین گذرگاههای جاده قدیم چاروادارها از راه کوه(رَجه راه) است. راجع به وجه تسمیه آن سندی در دست نیست.احتمال می رود واژه "سَلمَل"  از دو کلمه سَل به معنای اِستَل(استخر) و مَل گرفته شده باشد که نیازمند پژوهش و بررسی های بیشتری است.

سَلمَل از توابع بخش مرکزی رامسر از دهستان سخت سر می باشد. بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران جمعیت آن 11 نفر(5 خانوار) در سال 1385 شمسی بوده است.این روستا با چشم اندازی زیبا از جنگل(چوتوک و مِن دامان) و کوههای اطراف خود با بیش از 100 خانوار هرساله پذیرای مسافران و گردشگران و افراد عاشق طبیعت زیبای ییلاقی می باشد.

بازمانده های آسیاب آبی قدیمی در مسیر رودخانه به سمت فلیک دُم،وجود یک قبرستان قدیمی(به احتمال قبر مادر یزید=آتشگاه زرتشتی)، چشم انداز استَل کنار و زندگی سنتّی در خانه های زگالی از مشخصه های بارز و جالب آن به شمار می رود. وجود کَند و کاوهای غیر اصولی و کشف سکه های نقره از قبور آن نشان از آبادبودن و قدمت کمتر از 2000 ساله این منطقه دارد.

فروش سبزی محلی، رب و ترشیجات،محصولات دامی و لبنیات ، گردو ، فندق ، سیب ترش و نان محلی ماهی تابه ای از سوقات این منطقه توریستی می باشد.

مردمان این روستا با قلبی صاف و دلی پاک  همگام با حفظ محیط زیست نسبت به تغییر ات اساسی و ساخت و سازهای جدید در ابنیه خود اقدام کرده و فضایی سرشار از آرامش و امکانات مُکفی جهت پذیرایی و استراحت  مسافران را فراهم نموده اند.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تئاتر رادیویی گیلکی رامسری(چو خو) شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ 8:21

مرد: چی یَه تِرِه؟ هَندَه کَش زنِه! دِ فِکِلسِیم!.تِرِه یاد دَرِه اَعلی گارسُن کُردِه هزاز تَه کُشته مُردِه دَشتِه!

مرد: تو را چه می شود؟ باز هم به زور نفس می کشی! دیگر از تاب و توان افتادیم!.یادت می آید موهایت را خوشگل می کردی هزارتا کشته و مرده داشتی!

 

زن:اَمِه رِسلَه جوانی هم نوکوردی بیم  .مَرد! بی یَه تی گوش دِل فتیلَه دَر بی یَر    می گَبه گوش بوکون!

زن: ما خیلی خوب هم جوانی  نکردیم. مرد! بیا از گوشت فتیله را در بیار حرف من را گوش بکن!

 

مرد: هَلِه دُم دونیا درازه. خیلی کوت و پات بوکوردیم. تی وَچِه گِه دونی آخر عمری کوجار سِجاب بیابان وَکیم.!. شاید بعد از مرگ ما یِه فاتحه هم اَمِرَرِه نخوانِه.اَمِرِه بَنِه خانه سالمندان.

مرد:باز هم دم دنیا دراز است. خیلی سعی و تلاش کردیم. برای پسر تو آخر عمری کجا آواره بیابان ها شویم. شاید بعد از مرگ ما یک فاتحه هم برای ما نخواند.ما را به خانه سالمندان تحویل بدهد.

 

زن: اگر تی تربیت بوکورده اولاده می سینه بُخواردِه شیره همچین چیزی شدنی نی یَه!

زن: اگر تربیت تو را داشته و شیر من را خورده است  چنین چیری ممکن نیست!

 

مرد: " شیر هَمرَه بِمَه خو    مرگ هَمرَه شونو". تو هم خا فقط وِِِرِه گاو شیر بَدِه نه خودشِه شیرِه.

مرد: "خو و عادتی که با شیر خوردن آمده فقط با مرگ می رود". تو هم که فقط به او شیر گاو دادی نه شیر خودت را.

 

زن: تو هم خا شیطان با اَندی  وِرِه چو بَزه دِ "چوخو" بابا. "دِ اَمِه مِرسِه یَه وِهِر نوکانِه"! هر کاری تو تی پَئر و مارِه هَمرَه بوکوردِه تی اولاد هم تی سر هَرِه!

زن: تو هم که آنقدر شیطان بود او را کتک می زدی دیگر اثری نداشت." دیگر توجهی به حرفهای ما نمی کند". هر کاری تو برای پدر و مادرت کردی اولاد تو هم برای تو انجام می دهد!

 

مرد: مو مُرده تو زینده.تا قیام قیامِت اگر ای وَچِه تِرِه یِه گُلِه آو دَسَ دَه!

مرد: من مرده تو زنده. تا قیام قیامت اگر این بچه یک کوزه آب به دست تو داد!

 

زن: خداوندا یِه تب یِه شُب اَمِرِه بابُر آخر عمری اَمِرِه دَس هِش چانوکون. مُختاج اولاد نوکون!

زن: خداوندا با یک تب در یک شب جان ما را بستان. آخر عمری ما را ذلیل و درمانده و نگاه به دست کمک دیگران نکن. محتاج اولاد نکن!

 

نتیجه اخلاقی:

"اصلش نسلش". "هر آنچه کشتی همان دِرَوی".

اصل و ذات هرکس به نسلش بر می گردد و خلق و خوی آنها را دارد. "هر چه کِشتی همان را درو می کنی"

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جواهردشت ، جواهری در کنار جواهرده رامسر پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ 21:42

جواهردشت، جواهری ناشناخته از طبیعت زیبای گیلان  است و در مسیر جنگلی زیبا، دشت‌های سرسبز و وسیع در ارتفاعات البرز در 35 کیلومتری مرکز بخش چابکسر از توابع شهرستان رودسر قرار دارد.

برای رسیدن به این مکان زیبا غیر از مسیر رحیم آباد شهرستان کلاچای می توان از مسیری کوتاه تر ضمن بازدید از روستای گردشگری جواهرده رامسر از طریق جاده ای در مسیر سُماموس در کنار چشمه آبعلی نیز اقدام نمود.

http://dc535.4shared.com/img/vwESZuI6ba/s7/14c91f9e258/DSC02075?async&rand=0.9584127054505495

عکس: جواهردشت 1390

محمد ولی تکاسی

دریافت عکس ها:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

لِوِگِه تَلِه = کوهی شبیه دیگ سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۴ 7:45

عکس: محمد ولی تکاسی

شهریور93

بنا بر اقوال بزرگان این کوه در گذشته معبد زرتشتیان و محل  نگهداری آتش بوده است. ولی هنوز سند محکمی از آن در دست نیست. این کوه کوچک جواهرده رامسر کاملأ صخره ای است که در کنار رودخانه "ناوکَش دَرِه" با چشم اندازی زیبا قرار دارد. این کوه افسانه ای در مسیر راهپیمایی به سمت کوه بزرگ سه برادر(سه براره گه رَجه) و نزدیک منطقه مرتعی و دشت سرسبزی به نام" لَشت کُنُس" واقع است که توسط اداره منابع طبیعی شهرستان رامسر با کمک سیم خاردار قُرُق شده و به حد کلیماکس(خودزادآوری) رسیده است. به دلیل نزدیکی این کوه به منطقه مسکونی سَغل محله (صیقل محله) و ارتفاع کم، این کوه صخره ای زیبا برای کوهنوردی خانواده ها بسیار مناسب است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

غذاخوردن در سخت سر قدیم سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ 10:6

دِبار موردوم خوشته غذا  رِچِ خوب دَشتِن بعبارتی خوشتِه برنامَگِه دَشتِن

در قدیم مردم برنامه غذایی منظمی داشتند به عبارتی برنامه ریزی داشتند

 

چون کارکشاورزی سخت با وَسِه چَن بار در روز غذا بُخارِن تا اینیرژی دَشتِه باشن

چون کار کشاورزی سخت بود لذا می بایست در روز چند بار غذا بخورند

 

ترتیب غذاخوردن اوشان از صُبِه تا مَغرب اینجوری با:

ترتیب غذا خوردن آنها از صبح تا غروب آفتاب اینطور بود:

توضیحات

فارسی

گیلکی

زمان تقریبی

عنوان

همزمان با طلوع آفتاب

صبحانه

 

نَهَر

صبح زود بعد از نماز

وعده اول

محصولات غذایی خانگی

چاشت

(وعده غذا بین صبحانه و نهار)

 

وَرنَهَر

کمتر از ساعت 10 صبح

وعده دوم

معمولا قبل از نماز ظهر

نهار

 

چاشت

موقع اذان ظهر

(صلاه ظهر)

وعده سوم

محصولات غذایی خانگی

عصرانه

وَرچاشت

کمتر از ساعت 5 عصر

وعده چهارم

همزمان با غروب آفتاب و زود شام می خوردند

شام

 

شام

 شَنسَه سَر

(مغرب)

وعده پنجم

 

 

 

       

 

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

 

 

http://dc649.4shared.com/img/HNIZg9Laba/s7/14be45078b0/CALENDARE1394?async&rand=0.8614945064061658

دریافت فایل PDF برای چاپ  گرفتن

http://www.4shared.com/account/home.jsp

http://www.4shared.com/web/preview/pdf/qV7XBY3vba

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |