Javaherdeh of Ramsar in IRANجورده تنهجان-آهن پچان-بامسی-جیرکوه-سلمل و.. |
http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg
"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"
"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود
شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg
جواهرده
لِرو،کَتل کوتول، میالسک ، هلودانکا ، ترش هلو همه سوغات بارِن ترشیجاتِ همره ، یِه کَلِه دو
گل لرو(بی مرگ)، آویشن، زرشک وحشی، آلبالو جنگلی ، آلوچه ترش همه ترشیجات را همراه با یک کوزه دوغ سوغات می برند.
دِبار موجوم، دوشاب حلوا -رُب پاتِن لَکِلا-نمد دوتُن، لاوَند و روسری کََموا واتُن
در قدیم از میوه گیاه آقطی(پِلَم) موجوم درست می کردند و دوشاب حلوا از خرمالو جنگلی و رُب می پختند. رختخواب و نمد می بافتند، چادرشب و کاموا می دوختند.
اَمِه جوردی جنگل و مه ، کوه و دشت با صفا دارِه
هرکی عاشِق طبیعته، شعر گونِه، ایجه هَمرَه کار دارِه
جواهرده ما جنگل و مه، کوه و دشت با صفا دارد
هر کسی عاشق طبیعت و شاعر است با اینجا کار دارد.(اینجا برایش مناسب است).
محمد ولی تکاسی
گالش شمار دیلمی ۱۵۸۵
دعوت گرفتن از افراد مختلف نظیر دوستان و آشنایان و فامیییییییییییییییل ها از روی لیست از قبل تهیه شده همه و همه جهت ارزش گذاشتن به افراد و گاهی اوقات توپ و ترقه در کردن برای برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم جشن عروسی می باشد.


http://www.pezeshkanomoomigilan.ir/upload/435214_orig.jpg
در این میان خانم ها نیز داستان جداگانه ای در بین سر و همسر خود داشته که بازگویی یکی از آنها خالی از لطف نیست. بماند مراسم خرید کفش و لباس جدید و جواهرات بستن و ....
لیست مهمانهای یک خانم رامسری برای دعوت به عروسی:
-می جان مار (مادرجان من)
-می قشنگه خاخر( خواهر قشنگم)
-می هنرمند برار زن(زن برادر هنرمندم)
-می عزیز عمو زن(زن عموی عزیزم)
-می زحمت کش دایی زن(دایی زحمت کشم)
-می ماه تیکه خاله کیجا شان(جمعأ یک وانت پُرا بونون) (دخترخاله های مثل ماهم که جمعا یک وانت می شوند)
و ...
***************************
- می تخته سر بوشوسته شومار ( روی تخته بشورم مادر شوهرم)
-می ارمان مًرده بامرده شوخاخِر(خواهر شوهرم که در آرزوی همسر بمیرد)
-می کَفتاله جاری(کفتار جاری ام)
-می شِل کِت کتیر شو بِرار(برادر شوهر ریزه گیر و همواره نالان و در آه و فغان من)
- می قربان بوشوم شو پَر (عجب مرد نازنینی)( پدر شوهر نازنینم را قربان بروم)
و ....
خانواده عروس را عزیزاللهی ها و خانواده داماد را ذلیل اللهی نیز می نامند.
پیشگفتار(پیش گپ):
جوان، در آسمان آرزوهایش همواره بهترینها را میجوید. او میخواهد كه بهترین ریشهها را داشته باشد، ریشههایی كه بتواند به آن افتخار كند. اینك اگر در باغ خود گل خوش رنگ و بویی نیافت، نگاهش حسرت زده به گلهای باغ همسایه خیره میگردد. آنگاه سودجویان كه همواره برای چنین طعمههایی گلهایی ساختگی را به هزاران رنگ و بوی فریبنده آراستهاند، در گذر نگاه این بزرگان كم تجربه، دام عشق را میگسترانند. بنابراین، بهترین راه آن است كه گلهای زیبای باغ خودمان را پالوده از غبار بنمایانیم تا این آیندهسازان آنچه را كه خود هزاران سال داشتهاند از بیگانه تمنّا نكنند.
ادبیّات عامیانه، ادبیّات تودهی مردم ایران، اثر مردمی بیسواد یا كمسواد و غالبن شفاهی است كه از جهت ساختار و محتوا با ادبیّات سنتّی مكتوب فارسی متفاوت است. زبان ساده، لحن عامیانه، حالات و اندیشههای عوام در این ادبیّات کاملا نمایاناست. امروزه ادبیّات عامیانه در نقاط گوناگون ایران با گویش های متفاوت میان مردم مناطق مختلف در کشور عزیزمان مشهور و متداول است.از جمله در گیلان اشعار پیر شرفشاه دولایی(از شاعران قرن هشتم ه.ق) و باباطاهر به گویش گیلكی، در مازندران اشعار امیر پازواری به گویش مازندرانی(تبری)، در كردستان داستان های كُردی منظومی كه اصطلاحن" بیت" نامیده میشود و با آواز میخوانند و نیز بسیاری از قصههای كوتاه عامیانه به گویش های گوناگون كه گاه در آثار پژوهندگان گویششناسی نقل شده است. فرهنگ و آداب و رسوم و گویش افراد در مناطق مختلف ایران در مرزهای جغرافیایی نمیگنجد ولی از منطقه ای به منطقه دیگر دستخوش تغییرات شگرفی می شود که بر اساس مطالعات زبان شناختی نشان از زنده بودن زبان و تکامل آن در عرصه های مختلف اجتماعی و فرهنگی دارد. بر ماست که در حفظ آنها بکوشیم و چون امانتداری آنها را صحیح و سالم به نسل باهوش، جزء نگر و تحصیلکردگان آینده این مرز و بوم بسپاریم. در این مقال سعی شده است ابتداء بر ریشه های زبان در کشور ایران مروری انجام شده و سپس به ترانه های عامیانه با گویش گیلکی به لهجه های رایج در فرهنگ مردم ساکن در کناره های دریای خزر با محوریت شهرستان رامسر و حومه پرداخته شود.
محمد ولی تکاسی
بهار 1392
توجه:
علاقمندان جهت دریافت کتاب"رامسر در آینه گردشگری" همراه با صدای چند تن از ترانه خوانان گیلکی رامسری می توانند با واریز مبلغ هشتاد هزار ریال (۸۰۰۰۰ریال) به شماره حساب 1316332547 بانک ملت شعبه بهمنیار کرمان(کد45070) به نام (محمد ولی تکاسی) و ارسال کد فیش واریزی (یا کارت به کارت) و آدرس دقیق محل سکونت خود را با پیامک به شماره تلفن ۰۹۳۶۶۳۴۸۶۸۰ ارسال فرمایند.
پیرمرد: آقای دکتر سِلام.
پیرمرد: سلام آقای دکتر.
دکتر: علیک سِلام. تِرِه چی یَه؟ یادی از ما بوکردِه!
دکتر: علیک سلام. چطور شدی ؟ از ما یاد کردی!
پیرمرد: تی سر سِلامت. بوشابام ازگیل دار سَر مِه قولِنج بِگیت. هوتو اوجو دار چکه هال سر بِنیشتم تا می خانم به داد مو برسی یَه.
پیرمرد: سرت سلامت باشد. رفته بودم بالای درخت ازگیل قولنج من گرفت. همان طور آنجا سر شاخه درخت نشستم تا خانم من به داد من رسید.
دکتر: چندی حرص زنه. ازگیل دار توک چی کار دِبی؟ بِیَه این هم تی نسخه زُماد ووسون، آمپول هم هی اَلَن بزن.
دکتر: چقدر حرص می خوری. بالای درخت ازگیل چکار می کردی؟بیا این هم نسخه تو. پماد را بمال و آمپول را همین الآن بزن.
پیرمرد: ویر داره. حسن درزنِه با مگر؟. شِمِه خا هَلِه مِرِه معاینه نوکوردی بی!
پیرمرد:تعجب دارد. مگر مثل درد زایمان استُ (سریع انجام شد)؟ شما که هنوز من را معاینه نکرده بودی!
دکتر: تو دکتره یا مو؟. تو ویشتَه دانِه یا مُو؟. تی دوا هَمینه. زودتر باشو باد بی یَه!
دکتر: تو دکتر هستی یا من؟. تو بیشتر می دانی یا من؟. دوای تو همین است. زودتر برو تا باد بیاید.
پیرمرد: با ناراحتی اتاق را ترک کرده و از روی بی رغبتی و بی میلی می گوید:
چشم. ولی تی پَر و مو یِه کلاس دل درس بخواندیم. با هم ادامه تحصیل بَدِم. اُن وکتِه دکتر مو وَکِتِم یِه عَمَلِه.فروشنده میوه و سبزی.
پیرمرد: چشم. ولی پدر تو و من در یک کلاس درس خواندیم. با هم ادامه تحصیل دادیم. او دکتر شد ولی من عمله شدم. فروشنده میوه و سبزی.
دکتر: ولی در عوض می پَر جوانی سکته بوکورده اَلَن کین نِشیرِه . الَنه چند سالِه از خانه درگا نِمَه.
دکتر: ولی در عوض پدرم در جوانی سکته کرد. الآن جای خواب است. تا حالا چند سال است که از خانه بیرون نیامده است.
پیرمرد: به همین سوی چراغ .خدا وِرِه شفا بَدَه. تِرِه هم سالم بِدارِه تا به دادِ مردم برسی. نه اینکه یِه نصف دکتر شان مُثان با پول مریض به فکر آپارتمان سازی و تجارت باشی. هِچ وقت خوشتِه قسمِ یِدا نوکون.مهربانی، مهربانی، مهربانی.
پیرمرد: سوگند به همین نور چراغ. خدا او را شفا بدهد. تو را هم سالم نگهدارد. تا به داد مردم برسی. نه اینکه مثل برخی از دکترها با پول مریض ها به فکر آپارتمان سازی و تجارت باشی. هیچوقت قسم خود را فراموش نکن. مهربانی، مهربانی، مهربانی.
نتیجه اخلاقی:
امام رضا (علیه السلام) : دوستی با مردم ، نیمی از عقل است.
سوء تغذیه علاوه بر کم خوری و عدم تعادل بین مواد مغذی مورد نیاز بدن با مقدار غذای دریافتی در اثر کم خوری شامل مشکلات ناشی از هضم و جذب ناقص مواد مغذی و حتی پرخوری نیز می گردد.

http://media.isna.ir/content/20-261.jpg/3
پرخوری ، حجم معده را در دراز مدت افزایش داده و سبب واردآمدن فشار بیش از اندازه بر روی اندامهای داخلی بدن و در نتیجه عملکرد نامناسب آنها می شود.پرخوری الزاما تولید چاقی نمی نماید بلکه افراد زیادی هستند که پر خور بوده ولی به دلیل افزایش فعالیت روزانه و انجام کارهای سخت به هیچوجه چاق نمی شوند.
در هنگام بروز استرس امتحانات و وجود علائم برخی از بیماری ها بهتر است با انجام یک آزمایش خون و ادرار در هر ۶ ماه از سال از سلامت خود و خانواده مطمئن شویم.
خوراکی های ممنوع در امتحانات

طرز تهیه نوعی خوردنی با آزگیل
زن، سرآغاز یک زندگی سالم، نمونه بارز مِهرورزی و از خود گذشتگی است. و مادر نمونه یک انسان کامل - سرچشمه نیکی ها و جوشش محبّت است. دیار سخت سر، نیز همچون گوشه و کنار ایران دارای شیرزنان و دلیرمردان زیادی بود که در طول زندگی پر نَشیب و فراز با حمایت همه جانبه از مردان و فرزندان خود آنها را در بُحبوحه جنگ و گریزهای داخلی در سخت سر قدیم تنها نگذاشته و همیشه همسفر راهشان بوده اند.
در شرایط عُرفی و اجتماعی برخی زنان به حکمرانی نیز رسیدند و برخی در کنار کارهای روزمره زندگی نقشی پررنگ در فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز از خود به یادگار گذاشته اند. افرادی همچون جواهر (حاکم جواهرده)، سکینه آباجی(همسر مرحوم آقاصمد)، کوبو فاطمه و .... در کنار همسرانشان علاوه بر رسیدگی به امور خانه و منزل داری در ترویج مذهب شیعه دوازده امامی و انجام امور عام المنفعه نیز پیشقدم بوده اند.
برخی از زنان دیار سخت سر در کنار پشتیبانی از کارهای بزرگ همسرانشان و حمایت مالی و فکری از آنها دارای تحصیلات حوزوی و یا آکادمیک بوده و به نوشتن کتاب و مقالاتی در روزنامه ها ی قدیم رامسر نیز همّت گماردند.
با آغاز آموزش کلاسیک و فراهم شدن مقدمات سوادآموزی بین دختران و پسران نیز از سالهای 1315 شمسی به بعد علم و فرهنگ در سخت سر جان تازه ای گرفت. آموزندگان علم و معرفت پله های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری به سرعت طی نموده و با خوشفکری برخی از افراد خیرخواه برای ادامه تحصیل نیز به شهرهای مجاور و حتی کشورهای دیگر فرستاده شدند.
برخی از زنان دیار سخت سر نیز علیرغم وجود محدودیت های زیاد جهت ادامه تحصیل و کسب علم و دانش روانه فرنگ شده و با توشه ای از علم به دیار خود بازگشتند. این زنان در دیار سخت سر منشأ اثر شده و به حل مشکلات مردم نیز پرداختند.
امروزه اثرات ارزش گذاری و احترام متقابل به زنان جامعه و شکوفایی استعدادها و افزایش مقام اجتماعی زنان در جامعه شهری پدیدار شده است. ما شاهد وجود زنان و دختران مدال آور رامسری در عرصه های خلاقیّت و نوآوری، کارآفرینی و سایر امور اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و ورزشی هستیم. تقریبا کمتر از نیمی از مستندات و کتابهای علمی، شعر و داستان توسط زنان در رامسر به زیور طبع آراسته شدند که نشان از روحی بلند و دغدغه های داشتن شهری زیبا و با آرامش توسط زنان این دیار را در ذهن رقم می زند.

http://persian-star.net/1392/1/21/Isfahan/015.jpg
http://persian-star.net/1392/1/21/Isfahan/018.jpg

http://persian-star.net/1392/1/21/Isfahan/020.jpg

تلیک زدن(مضرس کردن) دهانه دیگ و طشت و غیره

سفیدگری(قلع گری) ظروف مسی با فلز قلع+ نشادر و .....
منبع: برگرفته از کتاب "رامسر در آینه گردشگری" در دست تهیه نگارنده
http://www.ilna.ir/news/mi_news/Original/1391/11/Small/43032-642.jpg
قدیمی ترین خبری که از کشتی گیله مردی در متون تاریخی آمده است به قرن چهارم هجری در کتاب ” احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم” تالیف ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی مربوط می شود .کشتی گیران کارکشته و آزموده بنام”پهلوان ” شناخته می شوند و تازه کاران را “نوچه” یا “تنگوله” می نامند.

این نوع کُشتی را که در آن مردان لخت شده و فقط شلواری کوتاه و چسبیده به بدن به پا داشتند(به گیلکی قَدَک شلار) که با مشت و سیلی زدن، پیچاندن دست و پا و .... نیز همراه می شد مخصوص کُشتی گیران گیلانی و مازندرانی می دانند.
هر منطقه چند پهلوان دارد و یک نفر را بعنوان “سرپهلوان” هم تعیین می کنند. سر پهلوان ،میدان دار و سر کشتی هم هست.
در کُشتی گیله مردی(موشتی کوشتی=کشتی زدنی) هیچ یک از طرفین در صورت مضروب شدن ادعای خسارت و دیه نمی کنند و هیچ کس در این باره مسئولیتی ندارد.
مقدسی در قرن چهارم ه.ق می نویسد: " ایشان-گیلکان- در آن دشت هفته بازار ها دارند، برای هر دیه یک روز نهاده اند. پس از پایان بازار، زنان و مردان به جایگاه کُشتی گرفتن روند. داور در آن جا برنشسته، طنابی به دست گرفته هرکس پیروز شود، یک گره بر آن می بندد."
شاردن، کُشتی گیری در عروسی را در منطقه ی ایروان که در زمان شاه عباس دوم جزء خاک ایران بود، دیده و خود در این عروسی شرکت داشته و مشاهدات انجام شده را در سفرنامه ی خود آورده است. زمان برگزاری کُشتی گیله مردی( موشتی کوشتی) از زمان خوشه برآوردن شالیزارها، تا هنگامی بود که باران های موسمی امکان برگزاری آن را ناممکن می کرد. این کُشتی جزء مراسم بسیاری از عروسی ها، جشن ها ی خرمن و برداشت محصولات باغی، شیلان کشی ها، اعیاد مذهبی و پذیرایی از پادشاهان و امیران بود.
مراحل انجام کُشتی
گاه پهلوانان منگوله ای را با نخی اَلوان به گردن میآویزند که (گردن گول) نامیده می شود و بازوبندی چرمین که در آن دعای دفع چشم زخم نهاده شده بر بازو می بندند و شلوار چسبان سیاهی می پوشند که گاه قلاب دوزی شده است و در گیلان" لاسپاره" و در رامسر شلوار مخصوص محلی و ساده به نام قدک خوانده می شود. بیشتر اوقات پهلوانان پیش از آغاز کُشتی گردن گول را از خود دور می کنند؛ اما بازوبند را اگر داشته اشند نگه می دارند.
ابتدا چوبی در زمین فرو می کردند و به آن "بُرُم دار"[1] می گفتند و هدایایی از آن آویزان می شد تا افرادی که زودتر به محل کُشتی(میدان) می آمدند آنها را بردارند. بعدها بُرُم دار محلی به عنوان رخت آویز پهلوانان شد و پهلوان برنده آن را برداشته و با خود می بردند تا در مسابقه ای دیگر از آن استفاده نمایند. در شهرستان رامسر زبانزد زیر رایج است:
خوشتِه کُشتی یَه بَتِه خوشتِه بُرُم دارم وَتِه
ترجمه: کُشتی خود را گرفته و برم دار خود را برداشته است) و کنایه از این است که کارش را تمام کرده است.
کُشتی گیله مردی در رامسر
http://static.panoramio.com/photos/large/15395698.jpg
در رامسر این نوع کُشتی به نام "کُشتی روخانه ای" نیز معروف است و مشابه کشتی "لوچو "در شرق مازندران است.افرادی از اهالی توساسان و یا منطقه ای به نام رودخانه ای ها و از روستاهای کلاچای و گیلان هرساله جهت مسابقه با افراد محلی از ییلاقات رامسر نظیر پهلوان تقی شعبانیان و پهلوان سلیمان پهلوان یلی و غیره به مسجد آدینه جواهرده می آمدند. در زمان گل کاری مسجد آدینه جواهرده(هفته دوم مرداد ماه و قبل از آغاز نوروز ماه دیلمی) انجام می شد. در ابتدا به صورت اطلاع رسانی عمومی از دو روز قبل با ساز و نقاره انجام مسابقه به اطلاع همگان رسانده می شد. با زدن کف دو دست به هم و گفتن کلماتی نظیر یا علی، الله و ... و فرستادن صلوات حاضرین، کُشتی آغاز می شد.
دست و یا پشت پهلوان مغلوب اگر با زمین اصابت می نمود کُشتی تمام می شد و نفر برنده چرخی در میدان زده و حریف طلب می نمود. بعد از پایان مسابقه پهلوان جَستی بلند در مقابل چشم تماشاچیان انجام داده و از تماشاچیان هدیه(مرغ، بره و گوساله)، پارچه و غیره و یا پول دریافت می نمود. این جست زدن ها در مقابل افراد متموّل و بزرگان روستا بلندتر مینمود.
از پهلوانان چند دهه اخیر در شهرستان رامسر و حومه می توان به پهلوانان تقی امینی، جعفر حسینی، محمدسلیمی، الله خلج، رضا شاه منصوری، رحمتالله عبدالكریمی، اسماعیل محمدزاده، حسن اقبالی، عنایت لاریجانی و حسن شعبانی اشاره نمود.
در حال حاضر نیز با همّت نهادهای مردمی و هزینه کَرد ادارات محترم هرساله کشتی گیله مردی بین قهرمانان گیلانی و مازندرانی و مسابقه اسب سواریُ طناب کشی و ... در سالن های سرپوشیده و یا نقاط خوش آب و هوای شهرستان رامسر نظیر جواهرده انجام می شود.
آدینه مسجد گل کار روز
در ادامه مطلب
منابع مورد استفاده
1- بشری، محمد. 1389. فنون کُشتی گیله مردی(موشتی کوشتی).
[1] - برم(بروم)، نهال بدون ریشه یا شاخه ای از درخت به بلندی دو تا دو و نیم متر است که جایزه ی برنده را که در هر شب ( پارچه یا دستمال و جوراب ) مشخص شده است بر آن میآویخته اند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|