جواهرده =جوارده - (جواهری در ده) یکشنبه هشتم آبان 1390 12:34

     

لباس محلی-آبشار راشمه دره(بین راه جواهرده)- مشتی تقی سرباز بی ادعای اکوتوریسم 

  http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg

   

مسجد آدینه (دزگی مزگتی)

اذان مسجد آدینه(علی کیایی=مشتی رمضان)

"اینجا محل عبور فرشتگان است آب و هوا را آلوده نکنیم  "

   

 Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهردهIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsarطبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست  - جاده گرمابدشت رودسر  :METFog and JungleGhoo Laek  دریاچه قومرجان لات ++ Marjanlat++ 1جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad  بر فراز ابرهاdream road- جاده رویایی برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهرچشمه دمكشJavaher dasht- Clouds BeachJavaherdeh 3pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درختIs it possible to lie down on this bed?Javaherdeh road 14جواهرده -javaherdehIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ RamsarMountainsDream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهردهدریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of cloudsJavaher dashtForest Road, North of IranRock, North of IranFog and ForestAbove the Clouds .. Javaher dasht..Foggy Valley , North of IranJavaherdeh road 3پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظرهSarvalatJavaherdeh road 7Javaherdeh road 4Javaherdeh road 11 

"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"

آبشار دارالوداع( غلط مصطلح دارلفداء)-جواهرده

http://dc586.4shared.com/img/QtlvqWx4ba/s7/148ca1343d6/Picture_459__1_.jpg?async=&rand=0.46019154706353715

 

 

http://dc694.4shared.com/img/r4Ulp0Oj/s3/1413fa1bfb8/Picture_455.jpg

"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg

   

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/04/17/13920417000389_PhotoL.jpg

 

متل جواهر

(مدیریت سیده زهرا بنی هاشمیان)

 http://dc614.4shared.com/img/CpazXGZcce/s7/14728c09318/___.jpg?async&rand=0.5596066537778023

 


http://dc402.4shared.com/img/mBM2iMZN/s3/1413fa1ac30/Picture_452.jpg

http://img.maxpix.ir/Painting-2.jpg

علیرضا:جواهرده را دوست دارم همراه خاطرات زیبایی از ابعلی و سرخه تله

و ... جاودانه باشی.ممنون از وبلاگت.

وجه تسمیه جواهرده:

این منطقه را که ییلاق مردم سخت سر قدیم بود به دلیل حاصلخیزبودن زمین برای کشت گندم و جو با روش دیم به این نام خوانده بودند و لذا احتمال می رود حاصلخیزی و زرخیزبودن زمین آن وجه تسمیه نامگذاری آن توسط اهالی بومی شده است. برخی وجود گورهای گبری همراه با طلا و سکه های نقره ، حاکم شدن زنی به نام جواهر  و غیره را احتمال می دهند.البته گذر بر نامواژه ها و تلطیف آوایی کلمات در سالهای بعد تاکنون نیز در مورد نامواژه "جواهرده" صدق می نماید که قابل تامل و پژوهش های بیشتری است. 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تاریخ ایران در یک نگاه دوشنبه سوم آذر 1393 9:27

تاریخ، کلمه ای به وسعت طول عمر بشر در طی سالیان متمادی بر روی کره زمین و حتی قبل از آن است. حقایق تاریخی نیز با پیشرفت علم و تکنولوژی توسط دانشمندان از پشت صفحات تاریخی غبار گرفته روز به روز آشکارتر می شوند تا راهی به سوی زندگی بهتر برای نسل های آینده بگشایند.

دودمان‌های دوران پیش از اسلام
(ماد (آغاز قرن هشتم ق. م.۵۵۰ ق. م.) بنیان‌گذار (دیاکو) (هووخشتره 
هخامنشی (۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیان‌گذار کوروش شهریار معروف داریوش 
سلوکیان (۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم 
اشکانیان (۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیان‌گذار اشک یکم شهریاران بزرگ مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم 
ساسانیان (۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیان‌گذار (اردشیر بابکان) شهریاران بزرگ شاپور ۱ شاپور دوم و انوشیروان دادگر

دودمان‌های دوران پس از اسلام
طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر ذوالیمینین 
صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب لیث 
سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد 
زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر 
بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله دیلمی اهل گیلان
غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی 
سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر 
خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه 
ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان 
تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی 
صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس 
افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادرشاه 
زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند 
قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آقا محمد شاه شهریار نامی ناصرالدین شاه 
سلسله پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیان‌گذار رضا شاه
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی  ناگزیر به ترک ایران شد.

(پایان دودمان پهلوی را ۲۲ بهمن ۱۳۵۷همراه با  پیروزی انقلاب اسلامی می‌دانند).
حکومت جمهوری اسلامی (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار آیت الله خمینی .

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

همسایه: اُن خا مُرده خاکه ، تو روضه بگیری یا نگیری، خیرات بوکونی یا نوکونی اُن جهنم تَش وسط نیشتِه، تی رِفاق هِسَّه!

همسایه: او که مرده خاک است. تو روضه بگیری یا نگیری، خیرات بکنی یا نکنی او وسط آتش جهنم نشسته و منتظر توست!

 

برادر مرحوم : بد قَلفه گِه مُثان  خاتُنِ بون سگ کین چو دانوکُن! . این یِه دل خوش کُنَه اَمِرِره یَه، مرغ و موسی هم به نوایی رِسَنِن. خدا تی امواتم بیامُرزه. بِدَه اَمِه مرده تَن، گور دِل نَلِرزه! مرده دستش از دنیا کوتایَ.

برادر مرحوم:مثل آدم بد قلب(بد طینت) نباش و سگی را که خوابیده به ماتحت او چوب فرو نکن!. این یک خوشحالی زودگذر برای ما ست. فقیرها و مسکین ها هم به نوایی می رسند. بگذار تن مرده  ما در گور نلرزد! مرده دستش از دنیا کوتاه است.

 

 

همسایه: تا زینده با سگ و پوچا بین خا!.چُم نِدِشتین کَسِن بِِنین. وَسِه چونگِلِه هَمرَه وی کفنِ تنگِ دَکِشی . تا دِ نه راه پس دشتی بی نه راه پیش. دوباره قبرجی  سر در نی یَرِه!

همسایه: تا زنده بود که مثل سگ و گربه بودید. چشم نداشتید همدیگر را ببینید! می بایست او را با چوب باربند قاطر و طناب محکم کفنش را می بستی. تا دیگر راه پس و پیش نداشته باشد. دوباره سر از قبر بیرون نیاورد!

 

برادر مرحوم: مرده پرستی یَه خدا منع بوکورده. آدم تا زیندَه عزت و احترام خَنِه. بعد مرگش هم وَنِه وی حُرمت حفظ باباشِه.

برادر مرحوم: مرده پرستی را خدا نهی فرموده .آدم تا زنده عزت و احترام می خواهد. بعد مرگش هم باید حرمت او حفظ شود.

 

همسایه: مو خا شِمِره شیناسَنِم . هر دو ته یَه خشک سینه همره پیلا واکُردِم. شِمه بکاشتِه بِِچِه یَه هم  مو بزرگا کُردِم!

همسایه: من که شما را می شناسم. هر دو تا را با سینه بدون شیر بزرگ کردم(کنایه: به سختی و رنج). پدر و مادرتان را هم من بزرگ کردم!.

 

برادر مرحوم: تو خا غریبه نی یَه. دانه چی چی با! . با اُ زبان چرب و نرم  مَهرِه از خوشتِه سولاخ دِرگا هَردِه!هرچی هَدیم ثِواب دَرِه . خدایا گناهان ما را ببخش و پدر و مادرمان ِ بیامرز. دِ نوگو می پَئر خا یِه فرشته با!

برادر مرحوم: تو که غریبه نیستی. می دانی او که بود! با آن زبان چرب و نرم مار را از سوراخ خودش بیرون می آورد. هر چه خیرات کنیم ثواب دارد. خدایا گناهان ما را ببخش و پدر و مادرمان را بیامرز. دیگر نگو پدر من مثل یک فرشته بود!

 

همسایه: به تی گوتِن نی یَه. خدا خودش دانِه کی پَئر بیامرزه کی پَئر نیامرزه!او رب العالمینِ.

همسایه: به گفتن تو نیست. خدا خودش می داند پدر چه کسی را بیامرزد یا نیامرزد.

 

برادر مرحوم: خدایا از سر تقصیرات ما بگذر. کَرماکَش بهشت دِل اَمِرَرِه یِه کِرما لوکا پیدا کُن اَمِرَم بی یِم هوجو تی دیم!

برادر مرحوم: خدایا از سر تقصیرات ما بگذر. گوشه و کنار برای ما در بهشت سوراخ کوچکی پیدا کن ما هم بیاییم همانجا در کنار تو باشیم!

 

همسایه: بهشت و دوزخ هی دنیا دِلِ. هرچی بکاشتِه هونو چَنِه. نه کمتره نه ویشتره! خدایا همه ما را پاک بوکون. بعد هم خاک بوکون.

همسایه: بهشت و دوزخ در داخل همین دنیاست. هرچه کاشته ای همان را درو می کنی. نه کمتر نه بیشتر!. خدایا همه ما را پاک بکن(کنایه: گناهان ما را ببخش). بعد هم خاک بکن.

 

نتیجه اخلاقی:

از مکافات عمل غافل نشو     گندم از گندم بروید جو ز جو

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

چکامه ایلمیلی دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 10:33
 

چکامه ایلمیلی

ایلمیلی، با نصب تله کابین  بر روی آن  بلندترین کوه در جلگه رامسر است. این واژه از نام حاکمی مسلّط  بر این دیار در گذشته آن (سخت سر) گرفته شده است. چکامه ایلمیلی، اثر زنده یاد مهندس سید مرتضی روحانی است که در بهار سال 1347 شمسی در مشهد سروده شد که متن شعر آن در کتاب رامسر و جغرافیای تاریخی رامسر وجود دارد. ایشان با الهام  از جنگل سر سبز و زیبایی فصل بهار در رامسر، ضمن گِلایه از وضعیت معیشتی کشاورزان و شهروندان رامسری با اشاره به کوه ایلمیلی به عنوان سَمبل صبر و استقامت مردم در برابر مشکلات، عشق به زادگاه خود را با  بیان  کلمات اصیل گیلکی رامسری همراه نموده است.

 

هَندَ بهار پا دَکِتِه  هَندَ مِن دامانِ وَرف آب بُبَه

(ایلمیلی باز هم بهار از راه رسید   و دوباره برف جنگل(مِن دامان در راه جواهرده) آب شد).

اَبرِشان فِرار کانِن فرار کانِن  ابرِشان فرار کانِن کانِن

(ابرها می گریزند، می گریزند)

دریافت فایل :

http://www.4shared.com/web/preview/pdf/jz_d-Krcba

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پوستر دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 10:18

دختر: اَمَّ یَه ، هنده می مو دِل "رِشک آل" دَکِتِه! ریزش دَرِه! اول جوانی وَکتیم "کل سَر وَچِه" دارِه!

دختر: عجبا، باز هم داخل موهای من موخوره افتاده است! ریزش دارد. اول جوانی شدیم کچلی که فقط بچه نگه می دارد(کنایه: کم ارزش بودن/شدن).

مادر: دِبار قِلی بوکوردِه "مِرس لِوی" مَن،  پُلا خورش چاکُردُن خواردِن، نان جو خواردِن. شِندِر پندِر داکُردِن دِ ای خبرا نوبا.سالم بان.

مادر: در گذشته داخل دیگ مسی که با قلع سفید شده بود پلو و خورشت درست می کردند و می خوردند. لباس کهنه می پوشیدند.دیگر این خبرها نبود.سالم بودند.

دختر: اَلَن خا "توت رِچ" مُثان  صف هِسَّنِن داروخانه یا عطاری دِل  پودر سبوس برنج یا گندم هِگَرِن خوارِن !

دختر:الان که مثل ردیف درختان توت در داروخانه یا عطاری صف می ایستند پودر سبوس برنج یا گندم را می خرند و می خورند! 

مادر: دبار گرمی ناخوشی، بزکوکا، رشک ، کین خشکی ، "ایسال" هم داو با. همه اش با داروهای محلی چاقا کُردُن."چوموک" کَچال گَرد هَمرَه درمان کُردِن.

مادر: در گذشته بیماری گرمی هوا(حصبه)،سرفه بزی(سیاه سُرفه)، شپش، یبوست، اسهال هم رواج داشت. همه آنها با داروهای گیاهی درمان می شدند. کنه دام را با خاکستر اجاق درمان می کردند.

دختر: اَلن هر خانه دِل شونو یِه دونیا حَب و آمپول و کپسول "کَرماکَش" دل نی یَه امَّه چی فایده! همه مریض کولبارِن.وی یِه جا درشا نی یَه!

دختر: الان در داخل هرخانه یک دنیا قرص و آمپول و کپسول در گوشه کنار هست ولی چه فایده! همه مریض هستند.یک جای بدنش ناراحت است!

مادر: آها تو راست گونِه. ولی حق با مویَه! تی "نَهَرِه" بُخار !

مادر: بله. تو راست می گویی ولی حق با من است! صبحانه ات را بخور!

دختر: اَلَن "می رابع نکِشَنِه" .گوش شیطان کَر، چُم شیطان کور.امِه  مارجان ده ته اولاد بِچی یَه هَندَه "کک مُثان واز کانِه" ،  "وانِکِره". "تی سور گَزِر واجِنِه". وکتِه می "کَل شومار"!

دختر: الان میل ندارم . گوش شیطان کر. چشم شیطان کور. مادر من ده تا بچه زایید ولی هنوز مثل کک جست و خیز می کنی". از تب و تاب نیافتاده و مثل قالی کرمان هستی." با زبانت ریشه هویج را از خاک در می آوری"(کنایه: تندرست و زبانش دراز است"). شدی مثل مادرشوهر من.

مادر: همیشیک دود از کُندِه بلندا بونو! خوشتِه جانِ خیال دَکِه (بِِدَر)  تا جان تِرِه بِدارِه!

مادر: همیشه دود از کُنده بلند می شود. جانت را نگهدار تا سلامتی تو را نگهدارد!

نتیجه اخلاقی:

یِه دار دَرِه اَندَر جهان      دختر پیره مادر جوان

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

خانه اموات دوشنبه نوزدهم آبان 1393 12:29

http://mahshar.com/fun/10/javahardeh/javahardeh_mahshar_ramsar%20%288%29.jpg

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

خانه پوشالی شنبه هفدهم آبان 1393 8:40

http://dc582.4shared.com/img/_k4VYWU_ce/s7/1498dbb3a50/Photo-0191.jpg?async&rand=0.8390286972481423

دریافت آهنگ و ترانه گیلکی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عاشورا =10 محرم سال 61 ه.ق چهارشنبه سی ام مهر 1393 13:33
 
 
 
باز هم چــــشم به راهم که مُحرّم برسد

بوی اسپــــند عزایش بــه مَشامم برسد

کاش امسال مُحــــرّم به همه یــــا زهرا

خبـــــرِ آمدنِ منـــــــجی عالــــم برسد

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

زلزلان دشت- جواهرده رامسر چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 13:4

http://www.4shared.com/account/home.jsp#dir=yYe-x-Ly

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

راهنمای جواهرده نگین رامسر چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 12:39

http://dc543.4shared.com/img/NjU6z5akce/s7/149130d1d78/javaherdeh.jpg?async&rand=0.5124023011668977

 

* دریافت فایل PDF

http://www.4shared.com/web/preview/pdf/wwjGXtkWba

 

توجه:

جهت دریافت عکس های HDR ( با وضوح بالا) و پوسترهای گردشگری از رامسر و ییلاقات اطراف آن(با توضیحات آن به دو زبان انگلیسی و فارسی)  با قیمت مناسب طبق عکس نمونه در ادامه مطلب می توانید از طریق گذاشتن کامنت در این وبلاگ و یا با ای میل نگارنده تماس حاصل فرمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تئاتر رادیویی گیلکی (تنگدره اَسّانه) چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 12:5

در گذشته سخت سر رسم بود که جوانترهای  قوم به همراه خویشان، همسایگان و دوستان خود به مراسم آیینی، زیارت اهل قبور و امامزاده های اطراف رفته و با بستن دستمال و یا گره زدن نخ بر ضریح (شبکه مشبّک چوبی و یا فلزی دور مزار) امامزاده ها و توسّل جستن به آنها  برآورد حاجت خود را  از آنها می خواستند. در این میان با برآورده شدن حاجات و در طی گذشت اعصار بر ایمان و عقیده  افراد محلی و سایر روستاهای اطراف نسبت به امامزاده مذکور افزوده می شد. در حال حاضر نیز مردم عادی و برخی از علما نیز هنوز بر این باور بوده و بسته به شجره طیبه امامزادگان و توجه به افواه مردم رفتن به زیارت برخی از امامزادگان را بر برخی دیگر ترجیح می دهند.

پسر: خدایا مو فقط تِرِه دارِم. می درده فقط تو دانِه! به فریادم برِس!

پسر: خداوندا من فقط تو را دارم . درد من را فقط تو می دانی! به فریادم برس!

 

پدر: وَچه باش اسباب نهاره از قاطر پشت جیر بیَر!

پدر: پسر برو وسایل نهار را از پشت قاطر پایین بیاور!

 

مادر: می وَچه فردا شادَرِه ایجباری، خدایا به دست تو بسپردِم.

مادر: بچه من فردا می رود سربازی. خدایا به دست تو سپردم.

 

دختر: دل جی گوتِه .سر ندانِه سرانجام چی یَه. مال ندانِه بُخواردِه کی یَه! مو چندی چُم در سر بَنم تا از سربازی صحیح و سالم بی یَه!

دختر:در دل خود می گفت! سر نمی داند سرانجام چیست. مال و ثروت نمی داند خورنده آن کیست!(کنایه: آینده ای نامعلوم). من چقدر چشم مم به در بماند تا از سربازی صحیح و سالم  بیایید!

 

پسر: مو داِنم اَلَن تی دل مَن چی گذرنِه! می رفاق هِسَّنِه یا نه!

پسر: من می دانم در دل تو چه می گذرد! منتظر من می ایستی یا نَه!

 

دختر: نه!

دختر: نه!

 

پسر: به همین اَسّانِه قسم خوارِم  تی خاطرخوایَم!

پسر: به همین آستانه امامزاده قسم می خورم  من خاطرخواه تو شده ام!

 

مادر: شاید کیجا یکی دیگه یَه دوست دارِه! نوتونِه بوگِه.

مادر: شاید دختر کس دیگری را دوست دارد ! نمی تواند بگوید.

 

پدر: هر چی کیجا پَئر بگوتِه هون حجّتِه!

پدر: هر چه پدر دختر گفت  همان حجت است!.

 

مادر: رضایت پدر و مادر و از همه مهمتر شرط اول عقدِه! دِ بقیه حرف اضافه!

مادر: رضایت پدر و مادر و از همه مهمتر دختر شرط اول عقد است. دیگر بقیه حرفها اضافه است.

 

پدر: به همین اَسّانه قسم اگر کیجا وَچِه بِخَه  تا سر کوه قاف هم وی هَمرَه شونو. قبل از سربازی شیرینی بُخواریم ، عقد دابوسیم. بعد از ایجباری هم گالش عروسی بَریم.

پدر: به همین امامزاده قسم اگر دختری پسری را بخواهد تا کوه قاف هم همراهش می رود و با او زندگی می کند. قبل از سربازی شیرینی بخوریم. عقد ببندیم و بعد از اجباری هم جشن عروسی گالشی بگیریم.

 

مادر: ای اَسّانِه نه کور کانِه  نه شفا دَنِه! هر چی مصلحت خدایِه!

این امامزاده نه کور می کند نه شفا می دهد! هر چه مصلحت و مشیّت خداوند است.!

 

نتیجه اخلاقی:

تن دادن به ازدواج اجباری دختر و پسر عواقب ناگواری را در خانواده ها به ارمغان می آورد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

http://img.tebyan.net/big/1388/09/123017789902494274242105122143214927233.jpg

نظاره گر چشم آسمانم از طلوع  دریای بی کران  تو

شاید بنوشم جرعه ای  از  دریای بی پایان  نگاه    تو

با شوق پرواز این دل رمیده از عِشقت چه خواهی کرد!

شاید نظاره گر چشم ستاره ای باشد از  آسمان نگاه تو

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس: محمد ولی تکاسی

شهریور93

بنا بر اقوال بزرگان این کوه در گذشته معبد زرتشتیان و محل  نگهداری آتش بوده است. ولی هنوز سند محکمی از آن در دست نیست. این کوه در مسیر راهپیمایی به سمت کوه بزرگ سه برادر(سه براره گه رَجه) و نزدیک منطقه مرتعی و دشت سرسبزی به نام" لَشت کُنُس" واقع است که توسط اداره منابع طبیعی شهرستان با کمک سیم خاردار قُرُق شده است. به دلیل نزدیکی این کوه به منطقه مسکونی سَغل محله (صیقل محله) و ارتفاع کم این صخره زیبا برای کوهنوردی خانواده ها بسیار مناسب است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پاییز چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 9:31

باز پاییز است اندکی از مهر پیداست  در این دوران بی مهری، پاییز هنوز زیباست

http://www.kamyab.ir/wp-content/uploads/Gallery/Nature/92-07-07/26-Payiz_Autumn%5BWwW.KamYab.IR%5D.jpg

 

http://astarakhabar.ir/wp-content/uploads/2013/11/Picture-0171.jpg

پاییز بهار خسته است عاشق دل شکسته است

چگونه می خندد دل به روی  پنجره ای که بسته است

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |