جواهرده =جوارده - (جواهری در ده) یکشنبه هشتم آبان 1390 12:34

     

لباس محلی-آبشار راشمه دره(بین راه جواهرده)- مشتی تقی سرباز بی ادعای اکوتوریسم 

  http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg

   

مسجد آدینه (دزگی مزگتی)

اذان مسجد آدینه(علی کیایی=مشتی رمضان)

"اینجا محل عبور فرشتگان است آب و هوا را آلوده نکنیم  "

   

 Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهردهIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsarطبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست  - جاده گرمابدشت رودسر  :METFog and JungleGhoo Laek  دریاچه قومرجان لات ++ Marjanlat++ 1جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad  بر فراز ابرهاdream road- جاده رویایی برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهرچشمه دمكشJavaher dasht- Clouds BeachJavaherdeh 3pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درختIs it possible to lie down on this bed?Javaherdeh road 14جواهرده -javaherdehIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ RamsarMountainsDream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهردهدریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of cloudsJavaher dashtForest Road, North of IranRock, North of IranFog and ForestAbove the Clouds .. Javaher dasht..Foggy Valley , North of IranJavaherdeh road 3پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظرهSarvalatJavaherdeh road 7Javaherdeh road 4Javaherdeh road 11 

"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"

آبشار دارالوداع( غلط مصطلح دارلفداء)-جواهرده

http://dc586.4shared.com/img/QtlvqWx4ba/s7/148ca1343d6/Picture_459__1_.jpg?async=&rand=0.46019154706353715

 

 

http://dc694.4shared.com/img/r4Ulp0Oj/s3/1413fa1bfb8/Picture_455.jpg

"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg

   

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/04/17/13920417000389_PhotoL.jpg

 

متل جواهر

(مدیریت سیده زهرا بنی هاشمیان)

 http://dc614.4shared.com/img/CpazXGZcce/s7/14728c09318/___.jpg?async&rand=0.5596066537778023

 


http://dc402.4shared.com/img/mBM2iMZN/s3/1413fa1ac30/Picture_452.jpg

http://img.maxpix.ir/Painting-2.jpg

علیرضا:جواهرده را دوست دارم همراه خاطرات زیبایی از ابعلی و سرخه تله

و ... جاودانه باشی.ممنون از وبلاگت.

 
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسجد آدینه جواهرده (جدید) چهارشنبه نهم مهر 1393 8:49


کوه سرخ تله چهارشنبه نهم مهر 1393 8:16

بر فراز ابرها چهارشنبه نهم مهر 1393 8:0

http://dc407.4shared.com/img/77ucOVA0/s7/12b4c0382c0/DSC01906.JPG?async&rand=0.18982094191568621

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث چهارشنبه نهم مهر 1393 7:54

کوزه گر محله دوشنبه هفتم مهر 1393 9:41
کوزه گر محله(خُمَر محله) یکی از محله های قدیمی شهرستان رامسر است که نزدیک چشمه آب عمومی در منطقه کتالم قرار دارد. اهالی این محله بیشتر از مناطق ییلاقی نظیر جیرکوه بوده و با نام های خانوادگی خمیری، کوزه گر و ... هستند. هنوز آثار کارگاه های کوزه گری در این منطقه و در جیرکوه به طور کامل از میان نرفته است.مردم کوزه گر محله نیز در گذشته به ییلاق جواهرده و یا جیرکوه کوچ می کردند و در آنجا به حرفه ی آبا و اجدادی خود می پرداختند. شکل7- کوزه ماست ساخته دست کوزه گران رامسری http://www.mamipic.com/image-0C9A_4F2E6A2E.jpg با توسعه شهرنشینی و تخریب خانه های گلی و قدیمی لوازم و ظروف آشپزخانه گلی نظیر کَچه دان(جا قاشقی)، گَمِج(دیگ گِلی )، پیاله گِلی و غیره جای خودشان را با محصولات متنوّع صناعی و یا وسایل پر زرق و برق وارداتی از کشورهای دیگر عوض کرده اند. جای خوشبختی است که هنوز کوزه های ماست (ماس گُلِه)، خمیر گُلِه(کوزه بادکش گذاشتن)، چَل گُلِه (کوزه قرمه گوشت)، کَلا و دوشان(تُغار بزرگ گِلی برای ذخیره ماست و کره گیری)و وسایل دیگر نظیر نمککار(به شکل یک تَشت کوچک گِلی برای ساییدن گردو، برنج و غیره با یک سنگ گرد به نام سَر سِنگ ) هنوز در برخی از روستاها وجود دارند و مورد استفاده افراد محلی قرار می گیرند ولی دیگر به سبک و سیاق قدیمی ترها ساخته نمی شوند.
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

انواع گب در لهجه گیلکی رامسری دوشنبه هفتم مهر 1393 9:27
1- سرد گپ یعنی کسی از روی ناامیدی و کم ارزش گذاشتن به مخاطب می گوید و به طور کلی از روی حسادت و غرض ورزی و ... است. 2- کَل گپ = هَدِری گَپ حرفهای بیهوده و بی ارزش جهت گذراندن اوقات فراغت نظیر واژه هِچ مِچه(چیستان) و غیره در انجمن های دوستانه 3- کالِ گپ یعنی سخن نپخته و نسنجیده است.در گذشته بزرگترها به کوچکترها نصیحت می کردند: حرف بِجاو بَزِن حرف را اول بجو و بعد حرف را از دهان خارج کن یعنی اول حرف را مزه مزه کن و چند بار تا نوک زبانت بیاور بعد اگر خوب بود آن را بگو. 4- درشت گپ = لُغُز گوی کسی که حرفهای درشت و از روی بی احترامی به مخاطب می گوید. شاید هم چیزی در دلش نباشد ولی منظور بدی از حرفهایش در دل شنونده مُتبادر می شود. یه گب زنه آدم درد کانِه حرفی می زند که قلب انسان می رنجد. یه گب بزه شیش ماه بنیشتم! یه گب بزه شیش ماه کین نشین بابام! 5-داغ نترس گپ یعنی رعیت بدون ترس از داغ شدن توسط ارباب و خان حرفی را بزند و یا سخنی از روی شجاعت بر ضد ارباب خود بگوید. 6-کتِاری گپ =پامنقلی گپ حرفی که فقط برای چانه گرم شدن و فریفتن افراد است و جنبه عملی زیادی ندارد. این روزها این طور گپ زدن مرسوم شده است. 7- ناچاری گپ=دل ونرسَنِه گپ حرفی علیرغم میل باطنی و از روی ناچاری گفته شود. 8- گپ در هَردن از زیر زبان کسی حرفی را بیرون کشیدن. گفتن حرفی بعد از رنجیده شدن یا زیر سوال بردن فرد که می گوید : مِرِه گب دَر نِیَر: من را به حرف نیاور- نگذار تا بگویم. 9- گپ، گپ هَرِه زبانزدی است عامیانه یعنی که حرف حرف می آورد. چون هرچیزی را بکشی بالاخره جایی تمام می شود ولی حرف را هرچه ادامه بدهی بازهم ادامه می یابد و پایانی ندارد.(به دور از جان خانم ها که کم حرفی را جهت پیشرفت خود بر هر کاری ترجیح می دهند). 10- رِنده گپ= پهلوانی گپ حرفی که از روی زیرکی و هشیاری گفته شده باشد. 11- لَج گپ = لج گاو گب(نیاز به ویرایش دارد). حرف زیاد و یا سخن های کم ارزش و بدون اندیشه که مثل گاو در حال نشخوار کردن فقط چانه ها بالا و پایین می روند و چیزی از تویش برای مخاطب در نمی آید. زبانزدی است که می گوید: می سَر وَکِتِه اَسّانِه گَمِج یعنی سر من از شنیدن حرف زیاد گیج می رود.
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

برای بسیاری از ایرانیان و جهانیان شگفت است که بدانند هنوز هم یادگارهایی از زبان پهلوی ساسانی که بن مایه و ریشه ی زبان پارسی امروزی است ، در شهری از ایران زمین روان است و مردمان آن سرزمین به زبان کهن نیاکان خود سخن می گویند ! وزوان شهری است از توابع میمه که در ۱۰۰ کیلومتری شمال اصفهان در مسیر جاده ارتباطی اصفهان-تهران قرار دارد. از لحاظ تقسیمات کشوری تابع شهرستان شاهین‌شهر و میمه و بخش میمه است و به فاصله سه کیلومتری مرکز بخش که شهر میمه است واقع شده‌است. مردم اين منطقه تا حدودي در فرهنگ و تمدن هماهنگي دارند و به زباني سخن مي گويند كه خود شاخه اي از زبان پهلوي ساساني و پارسيك جنوبي است و محققين و پژوهشگران نيز سمنان و بخش هايي از كاشان و اصفهان را از يادگار هاي زبان پهلوي (پارتى) مي دانند پيش از زمان پيدايش در زمان ساسانيان زبان مردم ايران زبان پارسيك يا پهلوي ساساني بوده و اين لهجه اي از زبان پهلوي اشكاني به شمار مي‌رفت كه در جنوب ايران رواج داشت. لذا پيش از اسلام چون اين سرزمين به استان فارس نزديكتر بوده بنابراين به همان لهجه پهلوي اشكاني سخن مي راندند و مي توان گويش كنوني مردم اين سامان را بازمانده ي زبان پارسيك يا پهلو ي ساساني دانست. سیاری از واژگان مستعمل در این گویش با زبان های باستانی ایران مشابهت هایی دارد که نشان از انشعاب این گویش از زبان های باستانی رایج در خاور میانه و وسعت تاریخ آن دارد و می تواند خود دلیلی بر اثبات غنای تاریخی شهر وزوان باشد. آروس: (ãrüs) این واژه به معنی عروس است. این واژه از ریشه اوستایی اَرِزَ به معنی سپید است که به معنای آراسته و زیبا نیز به کار می رود. کووَه: (küa) به معنای سگ است و با واژه سِپاکو یا اِسپَکو که در زبان مادها نام سگ ماده است، هم پیوند است. کیَه: (kiya) در این گویش به معنای خانه است و هم ریشه با کَتِه در اوستایی و کَتَی یا کَتَک در پهلوی اشکانی. هُشکَه: (huška) به معنای خشک و همان هُشکَه در زبان های پارسی باستان و اوستایی است. هاما: (hãmã) ضمیر اول شخص جمع ما است و دگرگون شده واژه hãmã در پارسی میانه است. وَس: (was) بس. و همانند was در زبان پارسی میانه است. هِندَه: (hendah) هستند. هم پیوند با tidah در پارسی باستان است. جَن: (jan) زن. هم پیوند با jani در زبان اوستایی است. وارون: (vãrün) باران. هم ریشه با vãrãn در زبان پهلوی و هم پیوند با واژه وارونا خدای آسمان بیکران، از خدایان گهن نژاد آریاست. آرت: (ãrt) آرد. هم پیوند با واژه artak در زبان پهلوی است. اِور: (ewr) ابر. هم ریشه با واژه awr در زبان پهلوی است. واج: (vãj) صدا زدن و سخن گفتن. همانند واج در زبان پهلوی و واچ در زبان اوستایی است. اِستِرَه: (sterah) ستاره. هم ریشه با stãrak در زبان پهلوی است و هم پیوند با زبان های هند و اروپایی، هم ریشه باstãr در زبان انگلیسی است. گُرد (gord) بزرگ. هم ریشه با gouru در زبان اوستایی به معنی بزرگ و سنگین. دوم (doum) صورت. هم ریشه با daiman در اوستایی به معنی صورت و رخساره. توجه: زبان گیلکی مردم سخت سر نیز بازمانده زبان دبیره دربار ساسانی است که با پهلوی اشکانی تفاوت هایی دارد(نگارنده). بن مایه های نوشتار : نوشتار گویش پهلوی ساسانی - نگارش : حسين بهاري ورزنه نوشتار گویش وزوان - نگارش : سيدرضا حسيني پور - تارنگار : http://vaz-van.blogfa.com
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جیر کوه(پایین کوه) چهارشنبه دوم مهر 1393 14:55

 

آدرس در google map :

http://wikimapia.org/#lang=fa&lat=36.867124&lon=50.506704&z=16&m=b

جاده جواهرده_رامسر از وسط جیرکوه می گذرد.در گذشته مردم در تمام فصول سال در جیرکوه ساکن بودند ولی در حال حاضر بجز چند خانوار،مابقی در فصول سرد سال آنجا را ترک می کنند و در فصل گرما دوباره بدانجا کوچ می نمایند. در جیرکوه باغات فندق و گردو وجود دارد و خانه های روستایی آن مجهز به آب و برق و تلفن ثابت می باشند. دارای یک چشمه آب شیرین در کنار جاده می باشد. در فصول بهار و تابستان مغازه ها ی اغذیه فروشی و فروش محصولات سنتّی و فروشندگان زن برای فروش سبزی محلی و نان خانگی و غیره هر روز پذیرای مسافران و گردشگران زیادی است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تئاتر رادیویی گیلکی رامسری(گاِلش نشان) دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 8:20

 اَسو: اَندی چُم چُم بَزِم  بامُردیم!

اسب: اینقدر این طرف و آن طرفمان را با حسرت نگاه کردیم مُردیم!

 

گاو: چی وَکِتِه مگر! هَندَه کوجار فوسِسه.

گاو: مگر چه شده ! باز هم کجا خراب شد.

 

اَسو: هِچی! مسافرت های چند میلیونی ، ولخرجی ، بریز و بپاش ها. هر روز یِه رنگ داکانِن دَر هَنِن! اصلَن یِه وضعی ! باغ وحش دِل هم ایتَه نَسَنِن! اَمِه تا ای کَندِه پشت هم شا نوتونیم(گالش نشان).

اسب: هیچ! مسافرت های چند میلیونی، ولخرجی، بریز و بپاش ها. هر روز به یک رنگ در می آیند و می پوشند. اصلن یک وضعی! در باغ وحش هم این طور نیست! ما تا پشت همین کوه هم نمی توانیم برویم(گالِش نشان).

 

گاو: ترمی دره .تو بخور کاهی بشو راهی ! تو به ای کارها چی کار دَرِه! تهاجم فرهنگی گونِن همینه! از آسمان ایشانَرِه رسنِه!

گاو:هوا مه  است(کنایه: خبرچین). تو بخور کاهی برو راهی(کاریت نباشد)! تو به این کارها چه کار داری! تهاجم فرهنگی می گویند همین است! از آسمان برای آنها می رسد(کنایه: دیش ماهواره=دجالواره))

 

اَسو: جو کارِن. گندم کار نی یَن شَر کارِن! اندی دوروغ گونِن!ایشان دستشان با شیطان در یک کاسَه!

اسو: جو می کارند. گندم نمی کارند. شَر می کارند. زیاد دروغ می گویند.دست آنها با شیطان در یک کاسه است!.

 

گاو: اَمةِره حَی علی چاکوردِن . ای سال و ماه می چُم آو نخواره دَرَسا باشِه. خدایا هر چی مصلحت تویَه! تو اصلاح بَدِه. دِ می عقل قد نَدنِه!

گاو: ما را حَی علی (نخودی) کردند.این سال و ماه چشم من آب نمی خورد وضعیت درست شود. خدایا هر چه مصلحت توست! تو اصلاح کن. دیگر عقل من نمی رسد!

 

اسو: خدایا تونِه اَمِه بدبختی شان تمانا باشِن. هر کی و هر چی بشو سر جای خودَش! حق و باطل جدا واباشِن! یِه نفس راحت بَکشیم!

اسب: خدایا می شود بدبختی های ما تمام شود. هر کسی و هر چیزی سر جای خودش باشد.حق و باطل جدا شوند.  نفس راحتی بکشیم.

 

گاو: همه بوگین الهی آمین.

گاو: همه بوگین الهی آمین.

 

نتیجه اخلاقی:

 يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ

اى اهل كتاب! چرا حق را به باطل در می ‏آميزيد و حقيقت را با اين كه می دانيد پنهان

می كنيد(سوره آل عمران، آیه 71).

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ارمغان طبیعت برای ما و گردشگران

ارمغان ما بعد از گردش برای طبیعت!

 

 

" نگذارید بمیرد جنگل که جهان خواهد مرد"

"این جمله شعار نیست بلکه یک واقعیت عینی و قابل مشاهده  است"

 

عکس ها : محمد ولی تکاسی

شهریور 93

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

چای کوهی (اصطلاح گیلکی رامسری میش گوش) یکشنبه سی ام شهریور 1393 11:45

http://dc672.4shared.com/img/grWnOUOEba/s7/14897374980/Picture_232__1_.jpg?async&rand=0.4888922648891225

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث شنبه بیست و نهم شهریور 1393 7:33

http://dc432.4shared.com/img/L47B_CEece/s7/1489133b0c8/Picture_320.jpg?async&rand=0.23470227138178412

مسیر دسترسی به کوه سماموس(بام گیلان) از راه جواهرده

عکس: محمد ولی تکاسی

شهریور1393

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |